آرشیو عکس سانای جونم
سانای ناز مامان دوم خردادماه سال 89 چشمهای قشنگشو به دنیا باز کرد و الان سه سال و چهار ماهشه نی نی تر که بود خیلی بی تابی میکرد انگار از دوریش واسه فرشته ها ناراحت بود سه ماهش که شد با این تغییر محیطش کنار اومد.
چند تا عکس از کوچولوییش میذارم تا بهش بگم همیشه فرشته ی مامان بابا هستی ...فراموش نکن امانت خدایی دست ما از اون روح پاکی که خدا بهت داده دور نشو دختر گلم ... عزیز دلم پاک بمون ... یادت نره همیشه کنارتیم و در همه حال دوستت داریم....
عکس اولین روزی که چشمای نازت به دنیا باز شد قبل دنیا اومدنت اینقدر اسمت رو تو گوشت خونده بودم که بعدش با گفتن سانای زل میزدی به چشمام

سانای ماما لالا کرده انگاری داره خواب فرشته هایی که مواظبشن رو میبینه

اینم عکسایی که بچم وقتی آروم بودو بی تابی نمیکرد





نخود مامان محجبه میشود این عکسش کلی طرفدار داره تو فامیل!




اولین سییزده بدر سانای جونم

سانای و مامن بزرگش (مامانم) که " آنا" صداش میکنه فدات بشم مامان جونم که همیشه مهربونی و هوامون رو داری ( پارک جنگلی دو سالگی)

سانای و بابابزرگش ( بابام) که " آتا" صداش میکنه سایه ات همیشه بالای سرمون باشه بابایی
( سیزده بدر امسال )

سانای و باباش ائل گولی تبریزخرداد90

عکسهای سفر هشتپر آق اولر تابستون91





باغ انگور آقاجون سانای (بابای باباش) تابستون91

عکسهای تابستون امسال ساحل قروق هشتپر


منجیل بازم امسال



اینجاهم خونمونه در حال ساخته و سانای نانازم عاشق خاک بازیه

وقتی میخوابی میشه فرشته آخ که چقدر دوست دارم خوابیدنت رو تماشا کنم عزیزم



آرشیو عکس سانای جونم
